تنهایی یعنی؟
تنهایی گرچه سخت است اما عالمی دارد
دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم انتها تا رسیدن به ابدییت................... من از این فاصله ها دلگیرم
شیشه قلبم آنقدر نازك شده كه با كو چكترین تلنگری میشكند
دلم می خواهد فریاد بزنم ولی واژهای نمی یابم كه عمق دردم را در فریاد منعكس كند
فریادی در اوج سكوت كه همیشه برای خودم سر داده ام
دلم به درد می آید وقتی سر نوشت را به نظاره می نشینم كاش می شد پرواز كنم پروازی بی
كاش می شد در میان هجوم بی رحمانه درد خودم را پیدا كنم
نفرین به بودن وقتی با درد همراه است
بغض کهنه ای گلویم را می فشارد به گوشه ای پناه می برم
ای کاش باز هم کسی اشکهایم را نبیند
بی تو اینجا چه غریبانه شبی می میرم
ساعت گریه و غم هیچ نمی خوابد و من
در الفبای زمان خسته ی این تقدیرم
سالی ست که می خواهم از اینجا بروم
ولی افسوس که در قلب زمین زنجیرم
در غم عشق ندانسته ی خویش
روی سجاده ی احساس تو ... "جان" می گیرد
برچسبها: